اخبار تکنولوژی
0

۱۰ سریال شاهکار که با یک فصل تمام می‌شوند!

تصویر پیدا نشد !
بازدید 52

این روزها خیلی از ما دنبال دیدن سریال‌های جذاب‌ هستیم اما به هزار و یک دلیل حوصله دیدن سریال‌هایی با فصل‌های متعدد و کش‌دار و متعدد را نداریم. بسیاری از تماشاگران این روزها دنیال تماشای یک سریال هستند که داستان خود را تنها در یک فصل با قدرت شروع و تمام کند.

اگر شما دنبال سریالی هستید که با یک فصل شاهکار شروع و تمام شده در اینجا ۱۰ سریال برتر تک‌فصلی را معرفی می‌کنیم که هر علاقه‌مند به دنیای سینما و تلویزیون باید آن را ببینید. در بین این سریال‌ها چندی مینی‌سریال جذاب و البته آثار لغو شده‌ حضور داند.

۱. چرنوبیل (Chernobyl)

این مینی‌سریال پنج قسمتی به نویسندگی «کریگ مزین»، چیزی بیش از یک روایت تاریخی ساده است. سریال هسته اصلی داستان خود را بر مبنای یک سوال فلسفی و هولناک بنا می‌کند: «بهای دروغ چیست؟». بازی بی‌نظیر «جرد هریس» در نقش والری لگاسف و «استلان اسکاشگورد» در نقش بوریس شربینا، تقابل علم و سیاستِ پنهان‌کار را به بهترین شکل نشان می‌دهد. موسیقی متن دلهره‌آورِ «هیلدور گودنادوتیر» (که از صداهای واقعی نیروگاه‌های اتمی ضبط شده بود) در کنار چهره‌پردازی‌های به‌شدت واقع‌گرایانه از قربانیان تشعشعات رادیواکتیو، اتمسفری را خلق کرد که تماشاگر را در خفقان و وحشت سال ۱۹۸۶ شوروی غرق می‌کند. آیا وقت خلق این سریال سازندگانش متوجه بودند که یکی از بهترین سریال های تاریخ جهان را خلق می‌کنند؟

۲. جوخه برادران (Band of Brothers)

محصول سال ۲۰۰۱ شبکه HBO، همچنان یک اثر بی‌نظیر و یک الگوی بی‌مثال برای هر سریال و فیلم سینمایی درباره جنگ است. استیون اسپیلبرگ و تام هنکس پس از موفقیت فیلم «نجات سرباز رایان»، تصمیم گرفتند داستانی طولانی‌تر را روایت کنند. این سریال ده قسمتی که با بودجه‌ای عظیم (حدود ۱۲۵ میلیون دلار) ساخته شد، بازیگران خود را پیش از فیلمبرداری به یک کمپ نظامی طاقت‌فرسا فرستاد تا حس هم‌رزم بودن و برادری و خستگی جنگ را به شکلی واقعی لمس کنند. حضور مصاحبه‌های کوتاه با کهنه‌سربازان واقعیِ گروهان ایزی در ابتدای هر قسمت، بار عاطفی و مستند سریال را بیشتر می‌کند. هر سلیقه‌ای که دارید جوخه برادران را باید ببینید. این سریال در صدر بهترین سریال های IMDb قرار دارد.

۳. گامبی وزیر (The Queen’s Gambit)

تیم سازنده این سریال توانست کاری غیرممکن انجام دهد: تبدیل کردن بازی شطرنج به یک تریلر ورزشیِ نفس‌گیر و جذاب. طراحی صحنه و لباس در این مینی‌سریال یک کلاس درس است؛ لباس‌های «بث» (با بازی آنیا تیلور-جوی) با پیشرفت او در شطرنج، رفته‌رفته الگوهای شطرنجی به خود می‌گیرند. سریال علاوه بر نبوغ بث، به نیمه تاریک او یعنی انزوا، اعتیاد به الکل و قرص‌های آرام‌بخش می‌پردازد. طراحی دقیق مسابقات شطرنج (تحت نظر گری کاسپاروف) باعث شد تا حتی شطرنج‌بازان حرفه‌ای هم سریال را تحسین کنند.

۴. فایرفلای (Firefly)

لغو شدن فایرفلای پس از پخش تنها ۱۴ قسمت، یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ شبکه فاکس محسوب می‌شود. جاس ویدون (خالق اثر) جهانی را خلق کرد که در آن فرهنگ غرب وحشی با تکنولوژی سفینه‌های فضایی و استعمار سیارات ترکیب شده بود. خدمه سفینه «سرنیتی» به فرماندهی کاپیتان مالکم رینولدز (با بازی ناتان فیلیون)، گروهی از قاچاقچیان و قانون‌شکنان دوست‌داشتنی بودند که روابط بین آن‌ها بی‌نظیر بود. دیالوگ‌های پر از کنایه، طنز تلخ و جهان‌سازی عمیقِ فایرفلای باعث شد تا هواداران با کمپین‌های گسترده، سازندگان را وادار کنند تا داستان را در یک فیلم سینمایی به نام «سرنیتی» (۲۰۰۵) به پایان برسانند. این سریال تنها با همین ۱۴ قسمت حالا تبدیل به یک سریال کالت شده!

۵. وقتی آنها ما را می‌بینند (When They See Us)

ایوا دوورنی در این مینی‌سریال چهار قسمتی، یکی از تاریک‌ترین نقاط ضعف سیستم قضایی آمریکا را به تصویر می‌کشد. سریال نه تنها به روند ناعادلانه بازجویی از پنج نوجوان بی‌گناه و اجبار آن‌ها به اعتراف دروغین می‌پردازد، بلکه نشان می‌دهد چگونه زندان و برچسب مجرم بودن، زندگی آن‌ها و خانواده‌هایشان را پس از آزادی نیز نابود می‌کند. نقطه اوج سریال، قسمت چهارم است که تمرکز آن بر روی «کوری وایز» (با بازی خارق‌العاده و برنده امیِ جارل جروم) است؛ پسری که طولانی‌ترین و وحشتناک‌ترین دوران حبس را در سلول انفرادی زندان بزرگسالان تجربه کرد. این سریال بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.

۶. فریک‌ها گیک‌ها (Freaks and Geeks)

برخلاف سریال‌های تینیجری دهه ۹۰ که پر از بازیگران زیبا و داستان‌های کلیشه‌ای بودند، این سریال دنبال داستان‌های واقعی دبیرستان بود. سریال داستان دو گروه را دنبال می‌کند: «فریک‌ها» (بچه‌های عجیب و بی‌تفاوت) و «گیک‌ها» (بچه‌های درس‌خوان و منزوی). طنز سریال از موقعیت‌های به‌شدت انسانی و حتی ترحم‌انگیز ناشی می‌شود. این سریال به دلیل اینکه پیش از لغو شدن تنها ۱۸ قسمت داشت، هیچ‌گاه وارد دوران افت نشد و هنوز طرفداران خاص خود را دارد.

۷. میر اهل ایست‌تاون (Mare of Easttown)

چیزی که این مینی‌سریال را از یک سریال پلیسیِ معمولی متمایز می‌کند، تمرکز شدید آن بر روانشناسی سوگ و جامعه‌شناسیِ شهرهای کوچک است. کیت وینسلت در نقش «مِیر»، کارآگاهی خسته، افسرده و بدون هیچ زرق و برق و جذابیتی است که با غم از دست دادن پسرش دست و پنجه نرم می‌کند. در شهر ایست‌تاون، همه یکدیگر را می‌شناسند و رازهای کثیفی با هم دارند. این درهم‌تنیدگیِ روابط باعث می‌شود هر مظنونی که بازجویی می‌شود، با زندگی خود میر گره خورده باشد. نویسندگیِ دقیق، پایانی شوکه‌کننده اما کاملاً منطقی را برای بیننده رقم می‌زند.

۸. چیزهای تیز (Sharp Objects)

ژان مارک ولی (کارگردان اثر) با استفاده از تدوین‌های سریع و نمایش فلاش‌بک‌های کوتاهِ چند ثانیه‌ای، ذهن آشفته و آسیب‌دیده شخصیت اصلی (کامیل با بازی ایمی آدامز) را به تصویر کشیده است. سریال ریتمی کند و اتمسفری به‌شدت خفه و گرم دارد. پاتریشیا کلارکسون در نقش مادر کامیل، یکی از سمی‌ترین و ترسناک‌ترین کاراکترهای مادر در تاریخ تلویزیون را خلق کرده است. سریال به جای تمرکز صرف بر حل معمای قتل، بر زخم‌های عمیق روحی (و جسمی) که خانواده می‌تواند به جا بگذارد تمرکز دارد. چیزهای تیز با سکانس پس از تیتراژ قسمت آخر، یکی از نفس‌گیرترین پایان‌بندی‌های دنیای تلویزیون را رقم می‌زند.

۹. نگهبانان (Watchmen)

ساخت دنباله برای کمیکِ بی‌نقص «آلن مور»، یک خودکشی هنری به نظر می‌رسید، اما «دیمون لیندلوف» مثل همیشه شاهکار خلق کرد. او داستان را به سال ۲۰۱۹ و شهر تالسا برد و مساله نژادپرستی و ترومای نسلی را به عنوان جایگزینی برای ترس از جنگ سرد (که تِم اصلی کمیک بود) قرار داد و نگهبانان را به روز کرد. سریال با بازسازی هولناک کشتار نژادی تالسا در سال ۱۹۲۱ آغاز می‌شود و به مرور مفاهیم ابرقهرمانی، پلیس‌های نقاب‌دار و برتری‌پنداری نژادی را در هم می‌آمیزد. قسمت ششم (با تمرکز بر شخصیت هودد جاستیس) و قسمت هشتم (یک عاشقانه پیچیده با دکتر منهتن)، از شاهکارهای روایت غیرخطی در تلویزیون هستند. از خالق سریالی مثل لاست و لفت‌اور جز این هم انتظار نمی‌رفت.

۱۰. ۱۱.۲۲.۶۳ (11.22.63)

اقتباس از آثار طولانی استیون کینگ معمولاً در سینما و تلویزیون با شکست مواجه می‌شود، اما قالب مینی‌سریال هشت قسمتی بهترین بستر برای این رمان بود. سریال به زیبایی این قانون را در سفر در زمان را به تصویر می‌کشد: «گذشته نمی‌خواهد تغییر کند و اگر تلاش کنی آن را عوض کنی، گذشته با بی‌رحمی در برابر تو مقاومت می‌کند». در کنار جنبه‌های جاسوسی و تلاش برای جلوگیری از ترور کندی، زیربنای عاطفی سریال، رابطه عاشقانه جیک (جیمز فرانکو) و سِیدی (سارا گدون) در دهه ۶۰ میلادی است. سریال به زیبایی حسرت‌بار بودنِ عدم تغییر تاریخ و بهای سنگین بازی با زمان را به تصویر می‌کشد.

 

هشدار! محتوای این صفحه در چهارچوب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران نوشته شده ‌است. سپاسگزار خواهیم بود اگر مغایرت احتمالی محتوا با قوانین و یا مشکلات دیگر در صحت و دقت محتوا را به ما گزارش کنید تا فورا اصلاح شود. اطلاعات بیشتر

اصول و روش‌هایی کاملا عملی برای یادگیری سریع و ماندگار هر زبان جدید

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید